با جدایی دنیا به اخر نمیرسه
تنهایی هم عالمی داره مگه نه خدا جون ؟
من ياد گرفتم ، که سالها طول ميکشه که بين آدمها اعتماد بوجود بياد ولي فقط يکمي سو ظن (نه دليل) کافيه که همشو از بين ببره پرسيد عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم :يک بخش اما ازوقتي تورا شناختم دنیا رو بد ساختن .. کسی را که دوست داری . تو را دوست نمی دارد .. کسی که تو را دوست دارد . تو دوستش نمی داری .. اما کسی که تو دوستش داری و اوهم تو را دوست دارد به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند و این یعنی اوج بدبختی عشق الوچه نیست که به او همش نمک بزنی ...غذا نیست که همش بهش نا خونک بزنی عشق مقدس باید جلوش زانو بزنی. تیره بختی را میپذیرم اگر بدانم روزی چشمان تو را خواهم سرود. مرگ را میپذیرم اگر بدانم روزی خواهی فهمید که دوستت دارم میدونی آدما بین الف تا ی قرار دارند. بعضی ها مثل " ب " برات میمیرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت میشوند، مثل " م " منتظر می مونند تا یه روز مثل " ی " یارت بشن. ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست چشم های مهربانت را ندیدن ساده نیست از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست چشم های مهربانت را ندیدن ساده نیست از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست چقدر دوست داشتم یك نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس كه هیچ كس نبود ...همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم! با تویی كه از كنارم گذشتی و حتی یك بار هم نپرسیدی چرا چشمهایم همیشه بارانی است هنوزم زمستونم به یادت بهاره تو قلبم کسی جز تو جایی نداره... براي رسيدن به تو پا پيش گذاشتم من یک بازی بلدم ، یکی از ما چشم بگذارد و ۳تای دیگر پنهان شوند و آن یک نفر به دنبال ۳ تای دیگر برود همه پذیرفتند و ابتدا قرعه به نام دیوانگی افتاد،دیوانگی چشم گذاشت و ۳تای دیگر پنهان شدند. دیوانگی در ابتدا محبت را پیدا کرد و سپس فریب را ، ولی هرچه جستجو کرد عشق را نیافت. فریب گفت : عشق پشت بوته ها پنهان شده ولی اگر اینگونه به سویش روی خواهد فهمید که من خیانت کردم پس بهتر است نیزه ای درست کرده و به سویش پرتاب کنی. دیوانگی پذیرفت و همین کار را کرد. هنگامی که به پشت بوته ها رفت دید که نیزه چشمان عشق را کور کرده. وقتی دیوانگی چنین صحنه ای را دید گریست و سوگند یاد کرد که تحت هر شرایطی و در هر حال و مکانی عشق را تنها نگذارد و چنین شد که عشق و دیوانگی دو یار جدا ناپذیر از یکدیگر شدند دلتنگی با دل تنگ داشتن متفاوت نیست،اما عین همم نیست، دلتنگی خیلی بزرگتر و سخت تر از دل تنگ داشتنه اصلا میدونی دلتنگی یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟ یعنی نزدیک کسی که دوستش داری باشی ولی بدونی که بهش نمیرسی و نمیتونی ببینیش خییییییییییییییلی سخته نه؟؟؟؟؟؟ خوش بحال تکه سنگ که ندارد دل تنگ من كه ميدانم به دنيا اعتباري نيست نيست كاش مـي شــــــــــــــــد در كنـارت بـا دل مســـــــــــــــــت و خرابـت همدل وهــــــــم خانـه بـودن كاش مـي شــــــــــــــــد در خيالـم خـواب ورويـــــــــــــــــاي توديـدن در دل شـب مســــــــــــــــت بــودن چشـم زيبــــــــاي تـو ديـدن كاش مـي شـد از نگاهـت پل بـه دنيـاي دلـت زد بوسـه نـا غافلــــــــــت زد! تحمل کردن زيباست اگر قرار باشد روزي به تو برسم انتظار آسان است اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم زندگي شيرين است اگر قرار باشد مزه ي دستان تو را بچشم مشکلات حل مي شود اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود اگر قرار باشد تو را يک بار ببوسم و لبخند ها دوباره به اشک فقط اگر ببينم خيال رفتن داري اما بدان دوستت دارم از پشت اين همه فاصله از پشت اين همه حرف از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، تو از او رسم محبت بیاموزی از غم زندگی برایش اشک بریزی با جدائی به سرانجام رسانی عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، باشد مرا هر چند بشکستی نمی خواهم شکست تو نمی خواهم که اندوهی ببینم حتی در آن چشم مست تو. نمی خواهم تو را هرگز نمی یابم تو را هرگز ولی ترک خیال تو نمی دارم روا هرگز با اينکه نديدمت دلم هر روز برايت تنگ مي شود. بديش اين است که مي دانم تو هستي. کاش نبودي! مثل هزاران چيز ديگر که توي اين دنيا نيست ولي آدم ها بازالکی به دنبال آن می گردند شبیه برگ پاییزی پس ازتوقسمت بادم. خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت ازیادم خداحافظ واین یعنی دراندوه تومیمیرم دراین تنهایی مطلق که میبندند به زنجیرم وبی تولحظه ای حتی دلم طاقت نمی آردچ وبرف ناامیدی برسرم یک ریز میبارد چگونه بگذرم ازعشق؟ازدلبستگی هایم؟ چگونه میروی بااینکه می دانی چه تنهایم ؟ خداحافظ توای پایان آمد این دیدارپنهانی خداحافظ بدون توگمان کردی که میمانم خداحافظ بدون من یقین دارم که میمانی خداحافظ........................... ولی من گریه ام دست خودم نیست گریه هایم گریه های بی صداست عشق من دریای بی انتهاست ردپای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه ی عاشق کجاست حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است هر لحظه ای از عمر من به یاد تو .... میگویند چشمان هرگز اما من شیرین ترین دروغ ها را فکری برای این دله ارام و غمگین می کنم خود را برای ذرک این، صدبار تحسین می کنم دوستت دارم نه به آساني گفتن وشنيدن بلکه به سختي فهميدن ودرک کردن. هميشه نگاه تو به دنبال کسي است که نگاهش در پي ديگريست. آن کسي که دوستش داري هرگونه حقي بر تو دارد حتي اين که ديگر دوستت نداشته باشد. يادت باشه که دلتو اينطوري با غريبه ها تقسيم نکني ..........!! يه وقت ميشه که ميبيني ديگه واست دلي باقي نمونده ....به قول شاعر که ميگه : اون که دل ميفروشه ارزون، ز خدا بي خبره اگه سودي ببره بي وفايي ميخره وقتي يك دختر حرفي نميزند ميليونها فكر در سرش مي گذرد وقتي يك دختربحث نميكند عميقا مشغول فكر كردن است وقتي يك دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميكند يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود وقتي يك دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم يعني اصلا حال خوبي ندارد وقتي يك دختر به تو خيره مي شود شگفت زده شده كه به چه دليل دروغ مي گويي وقتي يك دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد آرزو دارد برای همیشه مال او باشی خیلی سخته تو یه نفر رو دوست داشته باشی ، ولی اون یه نفر ندونه یا نخواد بدونه. خیلی سخته تو به یه نفر با یه نگاه عاشقانه نگاه کنی ، ولی اون با یه نگاه سرد و بی تفاوت نگاهت کنه. خیلی سخته که تو شب ها با یادش بخوابی ، ولی اون لحظه ای به یاد تو نباشه. خیلی سخته وقتی تو اون رو می بینی و لبخند می زنی ، اون با نگاه سردش لبخند رو روی لبهات منجمد کنه. خیلی سخته وقتی توی آلبوم عکس هات عکس اون رو می بینی و با نوک انگشتات عکسشو نوازش می کنی قطره اشکی از چشمت عکس ها رو خیس کنه. خیلی سخته اون همیشه توی قلبت باشه، ولی توی قلب اون یه نفر باشه ، به جز تو... ............به خدا قسم ..........خیلی سخته خیلی در این دنیا نکردم من گناهی فقط کردم به چشمانت نگاهی اگر اینک نگاهی شد گناهی مجازاتم بکن هر طور که خواهی در این دنیا من او را میپرستم هم او را هم خدا را میپرستم تمام مردم دنیا یکتا پرستن ولیکن من دو تا را میپرستم تمام آرزویم این بود که او به آرزویش برسد اما افسوس که آرزویش جدایی از من بود . . . خواستم امتحانش کنم . . . الان سالهاست که تنهام گفتی ميروم ، باران كه ببارد بر ميگردم . باور كردم حالا سالها از دوری ديدار و دستها در گذر باران هايی كه آمدند تا دست خلوت های مرا به دور دست تو گره بزنند ميگذرد و تو نيامدی ... حق داری ديگر روزگاراعتماد به باران وبابونه های خيالی گذشته است و من حتی نگران نيامدنت هم نيستم حالا خوب می دانم هر بارانی كه ببارد چشمانی منتظر دنبال دستهای تنهايی می گردند كه صاحب شعرند و قرار است روزی به بهانه باران برگردند . رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن ابتدای یک پشیمانیست حرفش را نزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشمهایم بی تو بارانیست حرفش رانزن آرزو داری که دیگر برنگردم پیش تو دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن خورده ای سوگند روزی عهد ما را بشکنی این شکستن نامسلمانیست حرفش را نزن حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن
فهميدم عشق 3 بخشه :1 عطش ديدن تو:2 شوق با توبودن :3 واندوه بي تو بودن
![]()

خواستم زندگي کنم ، راهم را بستند ستايش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گريستم ، گفتند بهانه است خنديدم ، گفتند ديوانه است دنيا را نگه داريد ، مي خواهم پياده شوم !


![]()

داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده کني دلتو بدتر ميشکنه و ميزاره ميره .
بعدش مياي ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي که
هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب
باهات دوست بشه تو دلشو ميشکوني که انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با
يکي ديگه ...
اينطوريه که دل همه آدما ميشکنه و عشقي وجود نخواهد داشت 

















![]()


![]()
![]()
![]()
![]()


مبارک مبارک تولدم مبارک
من کادو میخوام
شما هم اگه دوست دارید بیاین تولدم خیلی حال میده
ای وای جیغ مامانم در اومد اخه واسه امشب میخوایم بریم خرید
فعلا بای بای


![]()
خودم را قسمت كردم ![]()
تو را سهم تمام روياهايم كردم ![]()
انصاف نبود تو كه ميدانستي
با چه اشتياقي خودم ![]()
را قسمت ميكنم ![]()
پس چرا ...![]()
زود تر از تكه تكه شدنم![]()
جوابم نكردي !![]()
براي خداحافظ خيلي دير بود
خــــــــیلی دیـــــــــر بــــــود... !![]()
![]()

روزی عشق، محبت، دیوانگی و فریب در کنار یکدیگر نشسته بودند که محبت گفت:
![]()










بين مرگ و آدمي قول و قراري نيست نيست
من كه ميدانم اجل نا خوانده و بيداد گر
سر زده مي آيد و راه فراري نيست نيست
پس چرا عاشق نباشم
چگونه فراموشت کنم تو را...
که از خرابه های هرزگی به قصر سپید عشق هدایتم کردی![]()
و عاشقی بی قرار و یاری با وفا برای خویش ساختی![]()
آهو بره ای شدی که دوستی گرگ را پذیرفتی![]()
و برای اشکهای او شانه هایت را ارزانی داشتی![]()
و با صداقت عاشه انه ات دلش را به درد آوردی![]()
چگونه فراموشت کنم تو را...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

عاشـق و ديوانــــــــــــــــــــه بـودن 



مست چشمـــــــــان تـو بـود و ![]()




من همونم که یه روزی واسه چشمات خونه ساختم![]()
واسه بوسیدن دستات همه زندگیمو باختم![]()
توی رودخونه ی قلبت قایق من رفتنی بود![]()
کاش از اول می دونستم قایقم شکستنی بود![]()
واسه درد صدتا عاشق زیر پنجره ات می خوندم![]()
توی هر شهری که بودی من مسافرت می موندم![]()
اگه بارونی نباشه واسه ریشه ی درختم![]()
تو نیاز تو می موندم تا بباری روی بختم![]()
قامت خوب و قشنگت شده درمون تب من![]()
سفرت بی انتها بود واسه قصه ی شب من![]()
چیز تازه ای ندارم که به پای تو بریزم![]()
دست خوب مهربونی یاورت باشه عزیزم..![]()

دفتر عشـــق كه بسته شـد![]()
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم![]()
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون![]()
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم![]()
اونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود![]()
بد جوری تو كارتو مونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد![]()
برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت![]()
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد![]()
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو![]()
بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم![]()
غــرور لعنتی میگفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت![]()
بازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم![]()
از تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم![]()
از دســـت قــــلبم شاكیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم![]()
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم![]()
چــــــــراغ ره تـاریكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم![]()
دوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن![]()
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه![]()
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــو![]()
آخـر مـاجرا بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه![]()
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــرزه![]()
بزن تیر خــــــــــــــــلاص رو![]()
ازاون كه عاشقـــت بود![]()
بشنواین التماسرو![]()
...............![]()
.........
....
.



بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده 
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است 
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است 
![]()
.
.
.
.
.
.
بستند.وقتی خواستم ستایش کنم،
گفتند خرافات است.وقتی خواستم
عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی
خواستم گریستن، گفتند دروغ
است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند
دیوانه ست.دنیا را نگه دارید،
میخواهم پیاده شوم.............














دفتر عشـق که بسته شد
دیدم منم تموم شــــــــــــــــــــدم
خونم حلال ولی بـــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــــروم شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیکه عاشـــق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو کار تو مونده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نــام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غـرور لعنتـی می گفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تـــو گـــله نمیکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســت قــــلبم شا کیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تاریکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوســت ندارم چـشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بــه آفـتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر ماجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دســت و دلـت نلـــــــــــــــــــــــــــرزه
بـزن تیر خــــــــــــــــــــلاص رو
از اون که عاشقـــــت بود
بشـنو این التماس رو
....................
...........
......
...









![]()
![]()



نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني
نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني
فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام![]()









اونوقتا که عاشق بودم یه عاشق خجالتی
دستام مرکبی می شد تموم مشقام خط خطی
روم نمی شد بهت بگم دوستت دارم یه عالمه
اما حالا از عاشقی هرچی بگم بازم کمه 
روزگاری به هجران گذشت فصل بهاران گذشت ![]()
طفلی دلم از دوریت یه لحظه اروم نگشت
عمر ما بود که اسان گذشت بی سر و سامان گذشت![]()


وقتی که دیگر رفت...
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
...
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن

هرگز فراموش نمی کنم 
سخنانی که از چشمان تو شنیدم 
دروغ نمی گویند
از چشمان تو شنیدم 
ان هنگام که می گفتند 
عشق چیزی نیست جز بارانی از اشک
پشت یک لبخند








باید فراموشت کنم 
چندیست تمرین می کنم 



من می توانم .... می شود
ارام تلقین می کنم
حالم ،نه، اصلا خوب نیست
تا بعد،بهتر میشود



من می پذیرم رفته ای ![]()
و بر نمی گردی همین![]()



کم کم ز یادم می روی
این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخی اش، صدبار تضمین می کنم


















![]()

![]()
















